حميد احمدى

181

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

گرفتيم ؛ آن‌گونه كه از خود و پيروان ما امنيت جان به طور كلى سلب شد و دروغگويان و منكران حق به دليل دروغ و اتكايشان به سردمداران جور و ستم و قضات و عمّال آنها سود جستند و شروع به نقل احاديث دروغ و انتشار آن كردند . آنها از زبان ما چيزهايى نقل كردند كه نه از زبان ما بيان شده بود و نه به محتواى آنها عمل كرده بوديم . با اين كار مىخواستند ما را ميان مردم منفور كنند و تخم عداوت و كينه با ما را در دل آنان بكارند . اين سياستى بود كه پس از وفات امام حسين عليه السلام و در زمان معاويه با شدت هرچه بيشتر دنبال مىشد . در پى اين تبليغات بود كه همه‌جا به كشتار شيعيان پرداختند و با كوچك‌ترين سوءظن و با هر اتهامى مردم را دستگير مىكردند . عرصه بر پيروان ما چنان تنگ شد و كار به جايى رسيد كه اگر كسى را « زنديق » يا « كافر » مىناميدند ، برايش بهتر از آن بود كه او را « شيعه اميرالمؤمنين عليه السلام » بخوانند و حتى كسانى كه به خير و صلاح معروف بودند - و شايد هم واقعاً اشخاص پرهيزكار و راستگويى بودند - احاديث شگفت‌انگيزى دربارهء برترى برخى حكّام گذشته روايت كردند . راويان بعدى حقانيت اين مطالب را باور داشتند ؛ زيرا اين نوع مطالب به كسانى نسبت داده شده بود كه به كذب و كم‌تقوايى معروف نبودند . « 1 » سخنان امام عليه السلام تحليلى جامع از وضعيت شيعيان و سخت‌گيرى حكام نسبت به آنان است كه در اين ميان ضرورت درپيش گرفتن روش « تقيه » را نيز بيان مىدارد . همه دوران امامت حضرت اوضاعى يكسان نداشت و مقاطع كوتاهى نيز پيش آمد كه حكومت مشى خود را به دلايل سياسى و فرهنگى در مقابل امام عليه السلام و شيعيان تغيير مىداد و بدين‌رو گشايش اندكى ايجاد مىشد ؛ از جمله دوران كوتاه حكومت عمر بن عبدالعزيز بين سالهاى 99 تا 101 هجرى كه در برخورد با اهل‌بيت عليهم السلام تجديد نظر شد . اما در مجموع امام عليه السلام بر همان روش تقيه و فعاليت گسترده علمى و فرهنگى خود را در حوزه‌هاى فقهى ، حقوقى و كلامى به‌شدت پى مىگرفت . امام باقر عليه السلام بنيان گذار نهضت علمى و فرهنگى امام محمد باقر عليه السلام با استمرار سياست امام سجاد عليه السلام و با تربيت انديشمندان و شاگردانى فرهيخته

--> ( 1 ) . عزالدين هبةالله بن محمد بن ابىالحديد مدائنى ، شرح نهج‌البلاغه ، ج 11 ، ص 44 .